واقعيت لكههاي خورشيدي را اظهار كردند، اظهاراتشان با ناباوري و مخالفت روبهرو شد.
پس از نوشتن اين يادداشت اشارات مشخصي را به كلف (لكه)هاي خورشيدي در آثار سدههاي ميانه، يافتم (كه قديميترينش از سالهاي 807 و 840 است) و آن را بهصورت سوٴالي دراين زمينه منتشر ساختم، با اميد به اينكه مشاهدات مشابهي پيدا شود. در هر دو مورد لكهها ناشي از عبور كواكب سفلي دانسته شده، با اين كه يك چنين عبوري بسيار كوتاه و نادر است، در حالي كه ظهور لكههاي خورشيدي نسبتاً مكرر است و ممكن است تا چندين هفته قابل روٴيت باشد.
در طي سالهاي اخير، معلومات بسيار زيادي در مورد كلفهاي خورشيدي گردآوري شده و با بهبود ارتباطات راديويي تعداد باز هم بيشتري بهدست خواهد آمد. نهتنها بسياري از لكهها توصيف، عكسبرداري و بهطور روزانه براي چندين هفته و حتي ماه ردگيري شدهاند، بلكه دورهٴ معيني براي ظهور آنها مشخصگرديده (دورهٴ 11 ساله، چرخهٴ كلفهاي خورشيدي). كلفهاي خورشيدي موجب ايجاد توفانهاي مغناطيسي ميشوند و ممكن است بهصورتهاي مختلف بر زندگي ما تأثير كنند. مثلاً ممكن است خشكسالي (و قحطي) بهطور غيرمستقيم ناشي از آنها باشد. امكان دارد ميان لكههاي خورشيدي و حوادث انساني رابطهٴ متقابلي وجود داشته باشد، ولي يك چنين ارتباطهايي تاكنون، اثبات نشده و من مطمئن نيستم يك چنين ارتباطي را بشود بيهيچ ابهامي ثابت كرد. اسباب خوشوقتي است كه اخترگويان در سدههاي ميانه، امكان تفكر در چنين مسائلي را بهدست نياوردند.
دنبالههاي ستارگان دنبالهدار (ص 3240). مشاهدهٴ منسوب به پتر آپيان (پتروس آپيانوس)، كه دنبالههاي ستارگان دنبالهدار از خورشيد دور ميشوند يك مطلب نيمه راست خطرناك است. چون محور دنباله بايد درست در جهت مقابل خورشيد باشد، نيروي رانشي كه بر ذرات دنباله اثر ميكند بايد بسيار نيرومند باشد، يا بايد زمين به جاي مدار ستاره قرار گيرد. همهٴ دنبالهها كمابيش ازاين جهت دقيق منحرف ميشوند؛ گاه، خيلي زياد و ميزان انحرافشان به ما امكان ميدهد تا نيروي رانش آنها را محاسبه كنيم. منجمان بايد خوشحال باشند كه توگو برائه (تيكو براهه) در پذيرفتن گفتهٴ پتر آپيان چندان جزمانديش نبود و توصيف خوبي از دنبالهٴ ستاره براي ما بر جاي گذاشت.
آموزش موسيقي در انگلستان (ص 3248 ـ 3249). يك شعر عجيب به انگليسي ميانه به نام سوگواري راهب (52 بيت، نسخهٴ خطي آروندل، 292) احتمالاً در حدود 1350ـ1380 سروده شده؛ در آن مشاجرات يك راهب جوان را با استاد موسيقي فرانسوياش و درس نتخواني او را توصيف ميكند و بسياري از اصطلاحات موسيقي قديم انگليسي را نشان ميدهد.